مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

38

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

ضرورت مهمل و معطل مانده بود و زمنا و مرضا را از آن انتفاعى صورت نمىبست . » « 1 » چنان كه از همين مكتوب پيداست ، نجم الدين محمود ، « لطايف الرشيدية را كه مشحون به اصناف لطايف و موشح به آلاف ظرايف است » به نام رشيد الدين ساخته و فرستاده و آن وزير كريم ، به عنوان حق الجايزه ، هزار جريب « 2 » غله كه به تفكيك به املاك رامجرد ، بيضا ، فيروزآباد و كربال حواله شده ، ده هزار دينار نقد ، پنجاه قطعه اجناس اسكندرانى و غير آن ، يك دست جامهء دوخته ، استرى « پيش‌كش اتابك يوسف شاه ملك لرستان » و سازوبرگ آن و يك رأس اسب پيش‌كش اعيان بغداد با سازوبرگ آن ، در حق آن طبيب انعام نموده . آنچه در اين ميان قابل تأمل است ، ذكر نام اتابك يوسف شاه ملك لرستان است كه اگر وى را يوسف شاه بن الب ارغو بينگاريم كه از اتابكان لر بزرگ بوده است ، در سال 688 ه . ق . يعنى نه سال پيش از وزارت رشيد الدين درگذشته و ردّ استر پيش‌كشى او ، پس از نه سال قدرى خنك و بعيد است و اگر او را يوسف شاه بن نصرة الدين بدانيم ، امارت وى از 730 ه . ق . كه سالها پس از قتل خواجه است آغاز شده و عنوان « ملك لرستان » در اين ايّام از براى او ناصواب است . آنچه مصحّح مكاتبات خواجه رشيد الدين متذكر نشده ، آن است كه محتملا عبارت صحيح ، « اتابك [ احمد بن ] يوسف شاه » مىباشد كه از 695 تا 730 ه . ق . امارت داشته ، كه مشتمل بر ايّام وزارت رشيد الدين است . بارى ، باز بنا بر همين مكتوب ، « توليت اوقاف دار الشفاى مذكور ، به تمامى مهمّات و مصالح آنجا به عهدهء امانت و ديانت » نجم الدين محمود گذاشته شد و علاوه بر آن « ادرارى كه به جهت طبيب آن بقعه ، به موجب شرط واقف معين است . . . هر سال از حاصل املاك شيراز ، از نقد و جنس و غله و مركوب . . . ادرارى بر آن مزيد كرده شد » كه اين مواجب سالانه عبارت است از 200 جريب غلات ، ده هزار دينار نقد ، مركوبى ، پوستينى و جامه‌اى . در انتها افزوده شده است : « و بر نواب و گماشتگان ما كه در آن

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . هر جريب از قرار 200 من .